فصل اول

مفاهيم اساسي جامعه شناسي

1.جامعه

تعاريف مختلفي از جامعه وجود دارد به طوريكه ارسطوجامعه را به موجود زنده‌اي تشبيه مي‌كند كه تابع قانون تولد، رشد مرگ است.

اسپنسرجامعه را عضو زنده‌اي مي‌داند كه اعضاي تغذيه و دوران دم و ارتباط و توليد مثل دارد.

به نظر دوركيم جامعه موجودي است زنده و همان طور كه هر جانداري حس عمومي يا حيات دارد، جامعه نيز تنها از گرد آمدن سادة ‌افراد تشكيل نيافته، بلكه وجدان و روح جمعي دارد.

سامنر و كلرجامعه را گروهي از مردم مي‌شمارند كه به اشتراك زندگي مي‌‌كنند و مي‌كوشند به اتفاق وسايل زندگي خويش را تأمين كنند و نسل خود را ادامه دهند.

به گفتة گيدنزجامعه تعدادي از مردم است كه براي نيل به هدف عام‌المنفعه‌اي در حال تعاون به سر مي‌برند.

همچنين به لحاظ گستردگي دامنه جامعه مي توانيم جامعه را در سه سطح بررسي كنيم:

1-جامعه در مفهوم وسيع

2-جامعه در مفهوم متوسط

3-جامعه در مفهوم محدود

جامعه در مفهوم وسيع آن اجتماع و گرد آمدن انسانهاست، به تركيبي كه همه يا گروه بسيار وسيعي از افراد بشر را در بر‌گيرد. در اين مفهوم عام و گسترده، جامعه تنها شامل انسانهايي كه هم اكنون زيست مي‌كنند نمي‌شود، بلكه همة نسلهاي گذشته و آينده، تمام بشريت و تاريخ را در بر مي‌گيرد.

 جامعه در مفهوم متوسط، تجمع يگانه و نظام سازمان يافتة نسبتاً پايداري از ارتباطها و روابط اجتماعي گروههاي بزرگ انسانهاست كه در هر دورة تاريخي، سطح رشد و توسعة آن مشخص بوده، نيروي قانون، آداب و سنن اجتماعي و از آن حمايت مي‌كنند.

    جامعه در مفهوم محدود، گروه نسبتاً وسيع و پردوامي است مركب از تعدادي زن و مرد و كودك كه وجوه اشتراك زيادي دارند و براي بقا و استمرار خود همكاري مي‌كنند و سازمانهايي به وجود مي‌آورند.

اما تعريف كلي جامعه شناسي اين است كه جامعه محصول تجمع افراد، عمل متقابل و زندگي مشترك انسانهاست كه براي رسيدن به هدف مشترك همكاري دارند، از اصول و مقرراتي اطاعت مي‌كنند و نهادها و مؤسساتي بقاي آن را تضمين مي‌كنند.

در جامعه شناسي عمومي گذشته از مفهوم "جامعه" مفهوم ديگري نيز بكار مي رود كه اندكي با مفهوم پيشين اختلاف دارد و آن اصطلاح "اجتماع" است.

 

 

 

 

 

2.اجتماع

فيرچايلد اجتماع را گروهي كوچكي مي‌داند كه بيشترين خصوصيات يك جامعة بزرگ را در مقياس كوچكتر و با دامنه و عموميت كمتر در خود داشته باشد.

از نظر لانديس اجتماع عبارت است از گروهي افراد كه:

w        نسبت به هم اتكاي طبيعي دارند،

w       در يك منطقة جغرافيايي كم و بيش متراكم زندگي مي‌كنند،

w       نوعي احساس اشتراك در ارزشها، هنجارها و منافع همسو دارند

w       به صورت جمعي براي ارضاي نيازهاي اساسي خود فعاليت مي‌كنند

با توجه به تعريف اجتماع مي توان ويژگيهاي اساسي آنرا چنين برشمرد:

1-كوچكي بودن گروه اجتماعي،

2- محلي

3- خودكفايي كمتر نسبت به جامعه،

4- برخورداري از يك عاملي وحدت‌بخش، مانند نژاد و مليت و...،

5- وجود رابطه‌اي نزديك و اتكاي طبيعي ميان افراد.بعد جغرافيايي و فرهنگي،

 

3. اجتماع روستايي

اجتماع روستايي، كه تسامحاً جامعة روستايي نيز ناميده مي‌شود، مجموعه‌اي از روابط انساني است كه در روستاها تشكيل يابد.

 

برخي ازويژگيهاي اجتماعي روستايي را به طور اجمال بررسي مي كنيم:

w  اقتصاد دهقاني، اقتصاد معيشتي و خودكفا، رشد نيافتن بخشهاي صنعت و خدمات، مالكيت زراعي، تقسيم كار ابتدايي،

w       خانواده‌هاي گسترده، واحد توليد و مصرف بودن خانواده،

w       سادگي زندگي، همياري و تعاون، نظارت اجتماعي،

w   همساني هويت اجتماعي، تجانس و وحدت فرهنگي، ايستادگي و ركود فرهنگي، فرهنگ سنتي و روابط روياروي.

اگر چه غالبا دو مفهوم "اجتماع روستايي" و "جماعت روستايي" به صورت مترادف به كار مي روند اما تفاوتهايي ميان آنها ديده مي شود كه بيشتر جنبه تاريخي-تحولي دارد در برابر مفهوم اجتماع روستايي كه در بالا بدان اشاره كرديم، جماعت روستايي معمولاً به اجتماعات يكجانشين روستايي اطلاق مي‌شود كه در دوره‌هاي پيشين و در شرايط ابتدايي و ساده در تاريخ هر جامعه وجود داشت و تا فروپاشي نظام بزرگ زمينداري، كم و بيش دوام آورده و به هستي خود ادامه داده است.

ويژگيهاي جماعت روستايي عبارتند از:

ابتدايي بودن شرايط اجتماعي،

خودمختاري نسبي،

 محدوديت مالكيت

 

4. روستا

ده واژه ای است پارسی که از دهیو گرفته شده و دهیو به معنی سرزمین و کشور است .

در تعریف و معنای ده ،همه جا به وابستگی آن به کشاورزی اشاره شده است.

روستا از ریشه رستن و روئیدن و ظاهرا در معنای رستنگاه آورده اند.

 در زبان پهــلوی به روستا ، روستاک ، رسداق رزداق و رستاق می گفتند که معنی وسیعتری از ده داشته است.

ده و قریه سکونتگاه و جامعه ای است کوچک که نسبت به روستا مفهوم محدودتری دارد و یک واحد معیشتی است که در یک فضای جغرافیایی مستقر شده ، شکل گرفته باشد

ولی روستا شامل ده یا قریه ای است همراه با مزارع ،باغات و پوشش طبیعی اطراف آن.

از خصوصیات روستا وابسته بودن آن به زمین است یا بهره وری از طبیعت و یا در رابطه با فضاهای طبیعی است .

 در تعریفی دیگر، روستا عمدتا یک واحد همگن طبیعی اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی و کالبدی است که از یک مرکز جمعیت و محل كار و سکونت (اعم از متمرکز و پیوسته و یا پراکنده ) با حوزه و قلمرو معین ثبتی و يا عرضی مستقل تشکیل می شود
واکثریت ساکنان شاغل دائمی آن به طور مستقیم و یا غیر مستقیم به یکی از فعالیتهای اصلی زراعی ، دامداری ، باغداری صیادی ، صنایع روستایی و یا ترکیبی از این فعالیتها اشتغال دارند.

 

خصیصه های روستا

1- در روستاها مناظر و چشم اندازهای طیعی در مقایسه با مناظر چشم اندازهای انسانی بیشتر دیده می شوند.

2- اندازه سکونتگاههای روستایی به طور طبیعی کوچکتر از سکونتگاههای شهری است.

3- تراکم جمعیت درحوزه های روستا یی به مراتب خیلی کمتر ازمراکزشهری است.

4- جمعیت مراکز روستایی ، در نگرشها و رفتار های اجتماعی ، بیشتر یک دست و متجانس می نماید.

5- اختلاف طبقاتی میان جوامع روستایی بسیار کم است.

6- در حوزه های روستایی ، تحرک فضایی و تحرک اجتماعی کمتر به چشم می خورد.

7- تعادل و همیاری متقابل در جوامع روستایی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.

8- در روستاها کارگرانی بیشتر سکونت دارند که در مشاغل کشاورزی مهارت داشته باشند.

9- سهم نیروی کار در بخش خدمات در روستاها بسیار ناچیز است.

10- در جوامع روستایی ، میزان بی سوادی به ویژه در میان زنان بسیار زیاد است.

جامعه شناسان كشورهاي مختلف و حتي در يك جامعه واحد تعريف جداگانه اي براي شهر و ده بيان مي كنند. ذيلا به اهم ملاكهاي تعريف روستا اشاره مي كنيم:

w       تعداد جمعيت،

w       انبوهي جمعيت،

w        تركيب و تشكيلات اداري،

w        محيط فيزيكي،

w       ساخت اجتماعي و فرهنگي و

w        ساخت اقتصادي

با توجه به ملاكهاي تعريف روستا و بعنوان تعريف نهايي مي توان گفت:

ده در ايران امروز به سكونتگاهي اطلاق مي‌شود كه اكثر مردم آن از طريق كشاورزي سنتي يا نيمه سنتي به امرار معاش بپردازند.

5.عشاير

اما شيوه معيشت و توليد ازنظر متخصصان جغرافياي انساني،تركيبي از عادات و فنون گوناگون است كه گروه انساني، به ويژه در جوامع سادة ماقبل صنعتي و فاقد فن‌آوري پيشرفته و پيچيده، از طريق آنها خود را با امكانات طبيعي زيست خويش تطبيق مي‌دهد و هستي اجتماعيش را تأمين مي‌كند.

با توجه به مفهوم شيوه معيشت، مي توان گفت عشاير،آن بخش از جمعيت است كه با پيوند سازمان يافتة عشيرتي (هم‌تباري) معيشت اجتماعاً شباني يا شبانكاره دارد و به اقتضاي نوع معيشت خود كوچ‌نشين و چادرنشين است.

1- شبانكاري: اجتماع عشايري به دليل عقب مانده بودنش در روند تكامل اجتماعي و ابتدايي بودن فن‌آوري و ابزار آن؛ در مبارزه با طبيعت تا حدود زيادي مقهور و تابع آن است. به همين دليل در اقتصاد خود (شباني) به دام و دامداري وابستگي دارد و وابستگي انسان به دام لزوماً به وابستگي او به مرتع مي‌انجامد.

2- كوچ‌نشيني: منظور از كوچ‌نشيني نوعي زندگي است كه در آن انسان از راه پرورش حيوانات و معمولاً با برخورداري از فرآورده‌هاي زراعي تهيه شده به وسيلة ديگران زيست مي‌كند و در پي چراگاههاي طبيعي، ساليانه از محلي به محل ديگر كوچ مي‌نمايد.

از نظر سازمان اجتماعي و خويشاوندي ايلي،عشاير مفهوم ديگري پيدا مي كند. در اين معني عشاير گروه بندي ويژه اي از خويشاوندان(ايل،طايفه،تيره و....)است كه مجموعا سازمان واحدي دارند و به شيوه معيشت عشايري زندگي مي كنند. در ميان عشاير ايران

سازمان ايلي نظامي است كه خانوادة هسته‌اي (زن و شوهري) با واسطة آن به مجموعة ايل مرتبط مي‌شود و نيز به مدد اين سازمان ايل قادر است وظايف ويژة خود (مانند جنگ، حفظ امنيت، تقسيم مراتع، كوچ و دامداري) را انجام دهد.

دو ضابطه تعيين كننده در شناخت خانوار عشايري:

1.  عضويت در سازمان ايلي

2.  داشتن سرزمين مشترك

6. شهر

کلمه شهر از شار و شارستان گرفته شده است و شهرستان همان شارستان است و بخشی از محل تمرکز و سکونت و اجتماع شهر نشین قدیم بوده است . شهر یک هسته مرکزی داشته که شارستان می گفتند. ظاهرا ابتدایی ترین شهرها به صورت دایره بوده است. معادل این کلمه در عربی مدینه و در رومی اورب است یا Village و مترادف آن کامپانی که از کمپ (camp)گرفته شده و به معنی محل اتراق اردوگاه نظامی است.

در تعريف شهر اتفاق نظر وجود ندارد اما به طور كلي مي توان آنرا چنين تعريف كرد كه:

شهرسكونتگاهي براي انسان است كه تعداد و انبوهي جمعيت آن بالاتر از روستا، فعاليت اصلي ساكنانش غيركشاورزي و تسهيلات زندگيش بيشتر از ده است.به جهت اینکه بخش مهمی از نرخ رشد بالای جمعیت شهرها  ناشی از مهاجــرت روستاییان می باشد،  حل بسیاری از مشکلات شهری در گرو حل همزمان مشکلات روستايي  به طور کلی توسعه موزون و یکپارچه کشور است. با آگاهی از این واقعیتها بررسی علمی روابط شهر و روستا در ایران ضرورتی اجتناب ناپذیر برای درک مسائل شهر گرایی در کشور است.

برای برقراری تعادل میان شهر و روستا و توسعه موزون  هر دو تنها راه چاره ارتــقــای سطح زندگی مردم روستاها و توسعه روستایی است.

این امر ممکن نیست مگر اینکه  بخش کشاورزی و خدمات وابسته به آن نیز با کیفیت سطح زندگی در کل کشور از حالت رکود بیرون آمده و پا به پای اقتصاد شهری به صورت مکمل یکدیگر توسعه یابند  که در آن شکاف بین نواحی شهری و روستایی به حداقل ممکن کاهش یابد.

مفهوم شهر از دیدگاه آماری

متخصصین آمار احتیاج دارند که شهر را تعریف کنند چرا که باید بدانند که نسبت و رابطه بین جمعیت روستایی و روستا نشین و شهری و شهر نشین در یک منطقه معین چیست ؟

در ایران از سال 1335 به این طرف سکونتگاهها و مراکز تراکم انسانی بیش از 5000 نفر جمعیت شهر شناخته شده بود و اخیرا طبق قانون تقسیمات کشوری تعداد جمعیت شهر به 10000 نفر افزایش یافته است.

مفهوم شهر از نظر نوع معیشت

روستا معمولا جایی است که اساس و مبنای معیشت آن بر کار کشت به ویژه بهره برداری از زمین استوار است، شهر جایی است که مبانی شغلی و معیشتی و بافت، مسکن آن با بهره برداری از زمین رابطه ای مستقیم و چندانی ندارد و یا انکه کار کشت مشغله اصلی آن را تشکیل نمیدهد، به گفته مارکس و انگلس دو خصیصه شهر را از روستا مشخص می کند.

1- شهر و روستا و تقسیم کار

عظیمترین نوع تقسیم کار مادی و فکری جدایی شهر از روستا ست.

2- تمرکز و انزوا

شهر را ،تمرکز جمعیت ،تمرکز ابزار تولید یا تمرکز سرمایه ،تمرکز لذات و تمرکز احتیاجات به وجود می آورد،در حالی که روستا واقعیت دیگری که درست از نقـطــه مقابل واقعیت شهر است یعنی انزوا و پراکندگی را ارائه می دهد.

 

7.جامعه‌شناسي

جامعه‌شناسي، دانشي است كه موضوع آن عبارت است از مطالعه و شناخت زندگي اجتماعي و كشف و بيان اصول و قوانين حاكم بر حركت و دگرگوني و تكامل اجتماعات انساني.

هدف جامعه‌شناسي:

هدف اساسي جامعه‌شناسي اين است كه تصوير درست و برداشت علمي صحيحي از توسعه و تكامل جوامع مختلف انساني بيان كند و با شناخت درست و واقعي اصول و قوانين حركت اين جوامع گام مؤثري در افزايش شتاب حركت تكاملي جامعه بردارد.

وظايف جامعه‌شناسي عبارتند از:

1.  مجهز كردن انسان به شناخت قوانين اجتماعي

2. بيان رهنمودهايي براي فعاليت مطلوب و نظامهاي اجتماعي.

جامعه‌شناسي روستايي شاخه اي است تخصصي از جامعه شناسي عمومي كه قلمرو مطالعاتي آنرا جوامع روستايي تشكيل مي دهد.در يك تعريف گفته مي شود جامعه شناسي روستايي عبارت است از‌مطالعه و بررسي حيات اجتماعي افرادي كه در محيط روستايي زندگي مي‌كنند و غالباً به توليد محصولات غذايي مشغول‌اند.

برخي از موضوعات مورد مطالعه جامعه شناسي روستايي عبارتند از:

1.  خصوصيات مردم شناسي

2.  سازمانهاي اجتماعي روستايي

3.  مؤسسات و نهادهاي مختلف دخيل در زندگي اجتماعي روستاها

4.  روندهاي اجتماعي اساسي موجود در محيطهاي روستايي

5.  تأثير تغييرات اجتماعي در سازمان اجتماع روستايي

وظايف جامعه‌شناس روستايي اين است كه جوامع روستايي را با استفاده از تخصص و تجربيات شخصي خود بررسي كند وديگر اينكه از مواد و مصالح ديگر محققان علوم اجتماعي در اين زمينه بهره گيرد.

از اين رو هدف جامعه‌شناسي روستايي تنها دادن مفاهيم مجرد و تعاريف منتزع ذهني نيست،

بلكه موضوع آن با حيات اجتماعي مردم روستانشين و شرايط عيني زندگي آنان رابطة ناگسستني دارد. بنابر اين مي توان نتيجه گرفت كه نقش جامعه‌شناسي روستايي در بهبود زندگي روستاييان، گردآوري اطلاعات دقيق و حقايق صحيح دربارة اوضاع و احوال نواحي روستايي و تجزيه و تحليل علمي آنها است.

 

فصل دوم

شیوه های سکونت روستایی

منظور از شیوه سکونت عبارت است از شکل خانه ها و محل استقرار خانواده ها و دام های آن ها در نقاط جغرافیایی با توجه به شرایط طبیعی ، اقلیمی ، اجتماعی ، سیاسی ، نظامی  و ....از آن جا که شیوه زندگی انسان ها در طول تاریخ به سه شکل اساسی کوچ نشینی ، روستا نشینی و شهر نشینی وجود داشته ، به همین دلیل اشکال و شیوه های سکونت آنان نیز در وهله نخست به همین سه صورت مشاهده می شود ؛ اما در اینجا فقط به بررسی شیوه های سکونت روستاها و مطالعه تیپ های روستایی می پردازیم . پیش از بحث درباره اشکال سکونت روستایی و تیپ روستاها ، لازم است علل و عوامل موثر در به وجود آمدن آن ها را بررسی کنیم .

بررسی شرایط طبیعی و جغرافیایی ، اجتماعی و فرهنگی و نظامی و اقتصادی اجتماعات روستایی نشان می دهد که عوامل موثر در شیوه های زندگی و الگوهای سکونت هر یک از جوامع روستایی با جوامع دیگر متفاوت است . مثلاً ، دلیل اصلی تمرکز یا تفرق خانه های روستایی در بسیاری از نقاط جهان اختلاف شرایط اقلیمی و استراتژیک آن هاست ، اما طبیعت و ویژگی های آب و هوایی ، به ویژه تاثیر آب در شیوه بهره برداری از منابع زراعی و زمین ، را نمی توان و نباید در معیارهای بسیار وسیع     منطقه ای سنجید و حدود و تقسیمات جغرافیایی را از لحاظ مناطق هم شرایط ، یکسان و بزرگ گرفت

مثلا در طبیعت سرزمین ایران ، هر حوزه وسیع جغرافیایی ، خود به چندین منطقه کوچک تقسیم    می شود و چه بسا که در یک حوزه جغرافیایی مشخص ، چندین منطقه از لحاظ شرایط اقلیمی متضاد وجود داشته باشد و همین تفاوت ها منشاء دگرگونی های مختلفی میان سازمان های تولیدی روستاها شوند .

عوامل موثر در شیوه های سکونت روستایی به شرح زیرند:

الف) عوامل طبیعی و جغرافیایی :

در مورد شیوه های سکونت روستایی ، ظاهراً عوامل طبیعی مهم ترین عامل هایی بوده اند که در این امر تاثیر داشته اند .روشن است که در دوره انسان های ابتدایی و زمانی که هنوز انسان از نظر تولید و دخالت در طبیعت مراحل ابتدایی را می پیمود سلطه و حکمروایی عوامل طبیعی بیشتر بود ، اما به موازات رشد و توسعه ابزار تولید و پیدایش شیوه های نوین بهره گیری از طبیعت و مهار نیروهای آن ، انسان از راه شناخت قوانین طبیعی و بهره برداری از آن ها به نفع خود از قید اسارت نیروهای طبیعی آزاد شده و توانسته است آن ها را مقهور سازد .

1- پستی و بلندی : ناهمواری های طبیعی مناطق مختلف زمین در شیوه های سکونت روستایی تاثیر نسبتاً زیادی دارد . مثلاً آبادی هایی که در مناطق کوهستانی ساخته می شوند با روستاهایی که در مناطق جلگه ای ، ساحلی یا حاشیه کویرها قرار دارند یکی نیستند . در مناطق کوهستانی مصالحی که در بناها به کار می روند عبارت اند از : سنگ و خشت و گل . در این مناطق برای گرم نگهداشتن خانه ها در سرمای زمستان ، آغل دام ها را در دامنه کوهها و کنار خانه های خود می سازند . در ساختمان سکونتگاههای مناطق جلگه ای از چوب استفاده می شود . در مناطق کویری برای ساختن طاق ضربی خانه ها از آجر و سنگ استفاده می کنند ، زیرا در این نقاط چوب کمیاب است .

2- هوا:شرایط اقلیمی از نظر هوا نیز در الگوهای سکونت روستایی تاثیر دارد  . آبادی هایی که در مناطق معتدل ساحلی ساخته می شوند با مناطق گرم و خشک کویری یا نواحی کوهسانی سرد یکی نیستند : در مناطق سرد کوهستانی ضرورت های زندگی ایجاب می کند که خانه ها در کنار هم و به صورت متمرکز ساخته شوند ، حال آنکه این الزام در مناطق معتدل جلگه ای وجود ندارد .

3- آب: فراوانی یا کمیابی آب موثرترین عامل تعین کننده شکل سکونت آبادی ها بوده است . این امر در نقاط کم باران و خشک مثل بخش های مرکزی ، جنوبی و شرقی ایران تاثیر تعیین کننده ای دارد . در مناطقی که خاک زمین ها آهکی و آب به آسانی در آن نفوذ کرده ، به اعماق زمین فرو می رود و دسترسی به آن جز از طریق چشمه ها و حفر چاه ها ممکن نیست ، گرد آمدن خانه ها در اطراف نقاط پر آب ، مانند برکه، استخر و چاه ، الزامی می شود ، ولی در جاهایی که زمین از طبقات نفوذ ناپذیر تشکیل شده و آب به مقدار فراوان همه جا در دسترس است ، نقش آن در تجمع خانه های روستایی اهمیت خود را از دست می دهد . در این مناطق روستاییان ترجیح می دهند در داخل مزرعه خود سکونت کنند.

4- شرایط اقلیمی دیگر : عوامل اقلیمی دیگر مانند میزان بارندگی ، نظم یا بی ثباتی ریزش باران و وجود مرتع و جنگل و همچنین رودخانه و دریا و دریاچه ، در الگوهای معیشت و سکونت مردم تاثیر دارند . مثلاً ، بی ثباتی و بی نظمی باران و کوتاهی مدت ریزش آن و اساساً فصول گرم و خشک و طولانی و کوتاهی دوران رشد گیاه که اغلب به کم غذایی و بیماری دام ها منجر می شوند ، دگرگونی زیادی در حیات اقتصادی روستا نشینان و شکل سکونت آنان به وجود می آورند .

ب ) عوامل اقتصادی :

عوامل اقتصادی از مهم ترین عامل هایی اند که در شیوه های سکونت روستایی و الگوهای معیشت روستاییان تاثیر می گذارند . اگر چه در سپیده دم تاریخ ، در دوره های انسان های ابتدایی ، نقش و تاثیر عوامل اقتصادی تقریباً با عوامل طبیعی برابر بوده ، اما پس از این دوره اهمیت عوامل اقتصادی بیشتر برجسته تر شده است .

1- شیوه زندگی : الگوی زندگی روستاییان در شکل سکونت آنان تاثیر دارد . مثلاً جوامعی که از راه گله داری و به شیوه کوچ نشینی امرار معاش می کنند ، الزاماً در چادر به سر می برند و نمی توانند به شیوه یکجا نشینی از خانه های دایمی استفاده کنند. از این رو شیوه سکونت چادر نشینان پراکنده و متحرک است ، در حالی که اغلب روستانشینان از شیوه سکونت متمرکز و ثابت استفاده می کنند  از سوی دیگر ، وجود مسکن های متمرکز امری است قدیمی و خاص مناطقی که در آن ها نوعی گرایش به بهره برداری جمعی از زمین وجود دارد . برعکس ، وجود مساکن منفرد نشانه تملک زمین به صورت خصوصی است .

2- نارسایی امکانات اقتصادی : نارسایی امکانات اقتصادی برای ایجاد مزارع بزرگ و جدا از هم جمله عواملی است که در شکل سکونت روستاها تاثیر دارد . نخستین مهاجران اروپایی که به آمریکا رفته بودند برای بهره برداری از زمین های وسیع و پراکنده سرمایه کافی نداشتند و نمی توانستند از زمین های وسیعی که دور از یکدیگرند مستقلاً بهره برداری کنند. از این رو زارعانی که امکانات اقتصادی کمی دارند نمی توانند از مزارع وسیع ، پراکنده و دور از خانه های مسکونی استفاده کنند.

3- نظام بهره برداری از زمین : نوع نظام بهره برداری از زمین نیز در شیوه سکونت روستاییان موثر است . در این مورد می توان نظام بهره برداری مبتنی بر سرمایه داری ارضی را با نظام بهره برداری اربابی مقایسه کرد . در نظام سرمایه داری ارضی به علت بالا بودن میزان سرمایه گذاری و امکانات کشاورزی ماشینی ، شیوه سکونت پراکنده متداول است ، در حالی که در نظام اربابی الگوی سکونت متمرکز معمول است .

ج) عوامل اجتماعی فرهنگی

عوامل اجتماعی 0 فرهنگی موثر در الگوهای سکونت روستای عواملی اند که برخی از آن ها در پیدایش سکونتگاه ها موثرند ( مانند عوامل دینی) و برخی دیگر در تداوم یا تشدید و تضعیف شیوه سکونت خاص تاثیر می کنند ( مانند بعضی از عوامل فرهنگی )

1- ساخت اجتماعی : ساخت اجتماعی و ترکیب طبقاتی و خویشاوندی جوامع روستایی در شیوه های سکونت روستاییان تاثیر دارند. مثلاً از نظر الگوی سکونت ، روستاهایی که قدیمی اند با روستاهایی که در سال های اخیر بنا به دلایل مختلف و از روی برنامه به وجود آمده اند ، یکی نیستند.

2- سنت های اجتماعی : به اعتقاد برخی جامعه شناسان ، سنت های نژادی و بومی در سیمای روستاها از لحاظ تجمع و پراکندگی مساکن موثرند.نمونه هایی از این گونه روستاها را در کشورهای اروپایی غربی می توان دید . بررسی های موجود در ایران نشان می دهد روستاییانی که منشا ایلی دارند، متناسب با شرایط منطقه و امکانات و نوع معیشت ، مساکن خود را متفرق یا متمرکز می سازند.

3-  همگونی فرهنگی : یکی از عواملی که طی سده های 17 و 18 در تاسیس خانه های متمرکز سواحل آمریکا نقش مهمی داشت ، عامل همگونی فرهنگی بود . گروههای بنیانگذار این روستاها توده های متجانسی بودند که با یکدیگر همسانی و توافق فرهنگی داشتند ، از این رو ترجیح می دادند به طور متمرکز سکونت کنند .

د)عوامل سیاسی نظامی اداری

عوامل سیاسی ، نظامی و اداری عامل هایی اند که در الگوهای سکونت برخی از مناطق ، از جمله روستاهای مرکزی و شرقی ایران ، تاثیر مهمی به جا گذاشته اند .

1. ضرورت دفاع و امنیت : ضرورت دفاع و حفظ امنیت در مقابل دشمنان و متجاوزان اموال و آسایش روستاییان و همچنین افزایش درجه مقاومت و دفاع در مقابل عوامل طبیعی ، آنان را واداشته است تا خانه های خود را کنار یکدیگر بسازند . این روش در مناطق مدیترانه ای و ایران رایج بود. شرایط جغرافیایی ایران از یک سو و پیوستگی های قومی و بومی و محلی در طول تاریخ این سرزمین از سوی دیگر موجب شده اند که ساکنان روستاها خانه های خود را در جوار هم بسازند.

2.     موقعیت سیاسی _ استراتژیک: یکی دیگر از عواملی که امنیت روستا سرا به خطر می اندازد و سبب می شود که روستانشینان به منظور برخورد با آن خانه های خود را نزدیک یکدیگر بسازند عامل سیاسی و استراتژیک است . کشورهایی نظیر ایران و ترکیه ، که همانند پلی میان دو قاره آسیا و اروپا قرار دارند، همیشه در سر راه کاروان های تجاری بوده ، گذرگاهی برای لشکرکشیهای متعدد شده اند . به همین دلیل ترس از دست اندازی احتمالی رهگذران و از بین رفتن امنیت ، یکی از عوامل در پیدایش تیپ روستای متمرکز در این مناطق بوده است .

1-  اشکال سکونت روستایی

به طور کلی دو گونه اساسی در شیوه سکونت روستایی وجود دارد : شیوه سکونت پراکنده و شیوه سکونت متمرکز .

الف ) شیوه سکونت پراکنده

در این تیپ از روستاها مزارع فضاهای وسیعی از خاک را اشغال می کنند و از آن جا که خانه های روستایی در وسط این مزارع ساخته می شوند ، چشم اندازی از یک نوع پراکندگی به وجود می آورند. شاید بتوان گفت که شکل پراکنده نشانه ای از پیشرفت نسبی جامعه است . در برخی از کشورهای صنعتی و توسعه یافته ، بیش از هر جای دیگر ، این نوع سکونت روستایی مشاهده می شود . درممالک دیگر نیز میل جدازیستی واکنشی در برابر مالکیت اربابی ، و گویی نشانه رهایی است . دلیل مهم پراکندگی خانه های روستاییان نزدیک بودن آن ها به مزارع خانوادگی است . خانه های برخی از روستاهای شمال ایران به این شیوه ساخته می شوند .

ب) شیوه سکونت متمرکز

در این تیپ از روستاها ، خانه ها در مجاورت یکدیگر قرار می گیرند و روستاها چشم انداز متمرکز و مجتمعی پیدا می کند . در سکونت متمرکز، مزارع خانوادگی از خانه و خانواده زارعین جدا و دور از    آن هاست . فعالیت های زراعی به شکل واحدهای کوچک و متوسط صورت می گیرد و اگر چنانچه روستا به عللی در جای ناهمواری بنا شده باشد ، مزارع ( که لزوماً باید زمین های اطراف و همواری باشند) در فو.اصل بسیار دوری از روستا قرار می گیرند. ژرمن های قدیم به این نحوه ساختن ده عادت داشتند. در ایران نیز اکثر روستاها به این شیوه ساخته می شوند . روستاهای « قلعه ای »ایران نمونه بارز از این نوع سکونت اند .

سکونت متمرکز خود به دو صورت دیده می شود : « طولی» و « هسته ای » . الگوی طولی ، شکلی از سکونت روستایی است که در امتداد یک یا چند خط در کنار جاده ها ، رودخانه ها و دره ها ساخته   می شود . اشکال « کوچه ای » ( در دو سمت کوچه یا جاده و رودخانه ) ، « خطی » یا « ریسمانی » ( در یک سوی کوچه و جاده و رودخانه ) و « ستاره ای » ( اطراف چند کوچه منتهی به میدان مرکزی ده ) از انواع روستاهای طولی اند .

در روستاهای ساخته شده به شکل هسته ای ، خانه های روستایی به صورت نیمه متمرکز و نیمه متفرق در اطراف یک هسته مرکزی ساخته می شوند . روستاهای « دایره ای » ( به شکل حلقه ای دور میدان مرکزی ) ، « چهار راه نشین » ( خانه های واقع در نبش مزارع با راه های متقاطع ) ، « حاشیه ای » ( خانه های واقع در اطراف میدان مرکزی بیضی شکل با چندین راه خارج ) ، « هندسی » ( با راه های متقاطع شطرنجی و نقشه منظم ) و « قلعه ای » از انواع روستاهای هسته ای اند .